X
تبلیغات
میرزا کوچک خان جنگلی

میرزا کوچک خان جنگلی

زندگی نامه میرزا کوچک خان جنگلی

زندگی نامه میرزا کوچک خان جنگلی

میرزا یونس معروف

                          به  میرزا کوچک  فرزند میرزا بزرگ ، اهل رشت در سال   1259 هجری شمسی دیده به جهان گشود . در نوجوانی برای تحصیل علوم دینی قدم به مدارس مذهبی نهاد...
در سال 1286شمسی در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای مقابله با محمد علی شاه در جریان اولتیماتوم روسیه که منجر به تعطیلی مجلس شد ، روانه تهران گشت.سرانجام سرداران : کوچک خان ، بیرم خان ، ستارخان ، باقرخان ، سردار اسعد و دیگر همراهان موفق به محاصره ی تهران شدند...
در سال 1289 میرزا به قصد سرکوب ترکمن های قاجاری که به حمایت از شاه ملعون قیام کرده بودند به همراه  تنی چند از دوستانش  به گرگان رفت که در جریان یک  درگیری به شدت  زخمی شد ، به گونه ای که امیدی به زندگی وی نمی رفت لذا جهت معالجه از طرف مجاهدین به بادکوبه اعزام شد ...
 در سال 1294 شمسی  میرزا که ممنوع الورود به ایران بود به صورت  مخفی  وارد ایران شد و هیئتی هفت نفره موسوم به « اتحاد الاسلام» تشکیل داد ، این هیئت هفت نفره بعدها به نهضت جنگلی ها معروف شد. جنگلیها برای نیل به هدف از زندگی آسوده دست کشیدند و با اندک سلاحی که میرزا  تهیه نموده بود  به جنگلها رفتند و زندگی پارتیزانی را علیه حکومت استبدادی آغاز نمودند که همچون نگینی در صفوف آزادی خواهی می درخشد...
تاریخ درآستانه انقلاب اکتبر روسیه شاهد هرج و مرج و غارت قزاق ها در مسیر بازگشت به کشورشان از ایران بوده است ، اما جنگلی ها با حضور دلاورانه در شاهراه منجیل به این وضع خاتمه دادند . هیبت و قدرت میرزا و یارانش آنگونه بود که تزار ها مجبور به عقد پیمان  تضمین عدم تخریب اماکن و تحویل سلاح به آنها شدند...
اما  با  دگرگون  شدن  شرایط  منطقه ای  مقارن  با  انقلاب  بلشوویک ها  و  فضای  تبلیغاتی   مهاجم   (مارکسیستی) ، میرزا در راه حفظ« اتحاد السلام» تنها ماند ، او در چنین شرایطی که دیگر مخالفت هایش را با نظام کمونیست بی تاثیر می دید با تنها یاری که برایش مانده بود ( گائوک آلمانی)  برای  احیای  مجدد « اتحاد السلام» راهی کوهستانها شد. سر انجام میرزا که با خیانت خود فروختگان مواجه گشته بود در حالی که رفیق و همراهش گائوک را بر دوش  می کشید گرفتار   بوران و سرمای شدید شد و در سکوت سفید و سرد طبیعت جان به جانان  تسلیم نمود.
 
زندگی میرزا  زندگی یک انقلابی چریک است که در راه نیل به هدف مقدس اتحاد اسلامی و بیگانه ستیزی و رفع تبعیض جان خویش را خالصانه فدا کرد ، روحش شاد
                                                                                    ،يادش گرامي.

نویسنده:عباس فرجی لاهیجی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 10:55  توسط lahijy  | 

میرزا در واقعه مشروطیت

میرزا در واقعه مشروطیت

                                 به انقلابیون پیوست و در فتح قزوین شرکت نمود. او رهبر جنبش جنگل بود که بتاریخ ۱۲۹۳ ه.ش. شروع به مبارزه مسلحانه بر ضد ارتش خارجی داخل خاک ایران و بریگاد قزاق، که زیر دست افسران روسی تعلیم و تربیت شده بودند، زد. تعداد زیادی از انقلابیون جنگل هم در درگیریهای مسلحانه با لشکران انگلیس ،روسیه و ارتش سلطنتی قاجار کشته شدند.

جنگلی‌ها هدف خود را "اخراج نیروهای بیگانه، رفع بی عدالتی، مبارزه با خودکامگی و استبداد و برقراری دولتی مردمی" اعلام می‌کردند. در همین راستا در روز یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۲۹۹ هجری شمسی قوای جنگل با انتشار بیانیه‌ای تشکیل  کمیته انقلاب سرخ و الغاء اصول  سلطنت و تأسیس حکومت جمهوری سوسیالیستی گیلان را اعلام نمودند و یکروز بعد کمیته انقلاب هیئت دولت جمهوری را معرفی کرده، که میرزا عنوان سرکمیسر و کمیسر جنگ را داشت. امّا هنوز دولت تازه انقلابی سامان نگرفته بود که با حمایت  بلشویک ها روس اغتشاش انقلابیهای سرخ طرفدار شوروی آغاز گردید که نهایت جمعه ۱۸ تیر ۱۲۹۹ میرزا به عنوان اعتراض از رشت به  صومعه سرا رفت و قبل از حرکت دو نفر نماینده با نامه مفصلی برای لنین به مسکو  فرستاد که در آن ذکر شده بود: "در موقع، خود به نمایندگان روسیه اظهار کردم که ملّت ایران حاضر نیست پروگرام بلشویکها را قبول کند".

بتاریخ شنبه ۹ مرداد ۱۲۹۹ طرفداران شوروی با رهبری و حمایت فرمانده قوای مسلح شوروی و مدیر بخش سیاسی و امنیت نظامی آن در رشت بر ضدّ میرزا کودتا کردند. همه طرفداران میرزا را هرکه و هرجا بود دستگیر و بازداشت کردند. آنها دولت جدیدی اعلام که احسان اله خان سرکمیسر و کمیسر خارجه و (سید جعفر جوادزاده) سید جعفر پیشه وری  معروف کمیسر داخله شد.اختلافات، بگیر و ببندها بالا گرفت و قوای جنگل تضعیف گردید. بفرمان احمد شاه قاجار  قوای دولتی بریگارد قزاق به سرکردگی سردار سپه برای سرکوبی قوای سرخ وارد رشت گردید که چندین برخورد جنگی بین دو قوای بوجود آمد که گاه نیروهای دولتی پیشروی و گاه عقب نشینی می‌کردند. در نهایت با مذاکرات پشت پرده قوای سرخ خاک رشت و  انزلی را ترک نمودند. لازم به ذکر است در این جنگ‌ها میرزا با قوای خود در صومعه سرا بود که بی طرف مانده و در فکر تجدید قوا بود.

قزاق‌ها که بسرکردگی سردارسپه سعی به مذاکره با میرزا، قانع نمودن او که به مرکز بیاید و نیایت استقلال طلبان خود را از مرکز شروع نماید. بنا به دلایل عدیدی مذاکرات به شکست انجامید. یکی از این دلایل این بود که تعدادی از جنگلی‌ها بماننددکتر حشمت و یارانش قبلاً گول قول و فعل‌های سردارسپه را خورده بودند تسلیم و به دار آویخته شده بودند.

در نهایت قوای قزاق از فرصت استفاده و طی شبیخونهای فراوانی، نیروهای جنگل را وادار به عقب نشینی نمودند و بعضی از سران تسلیم یا کشته شدند. میرزا باتّفاق تنها یار وفادارش ،  گائوک آلمانی معروف به هوشنگ ، جهت رفتن به نزد عظمت خانم فولادلو، که همیشه از میرزا حمایت می‌کرد، به کوه‌های خلخال زدند ولی دچار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر ضربات خرد کننده سرما و برف بتاریخ ۱۱ آذر ۱۳۰۰، هنگامی که میرزا هوشنگ را به کول گرفته بود، از پای در آمدند.

کرم نام کرد (مکری) که از خلخال عازم گیلان بود این دو انسان را در میان برفها دید و شناخت. بسیار ناراحت شد از اینکه تنها است و یاوری که بتواند به وظائف انسانی عمل نماید، ندارد. بااینحال سعی نمود با دادن ماساژ و خوراندن سنجد آنان به حال آورد ولی بی نتیجه و بی حاصل بسرعت بسوی آبادی و خانقاه شتافت و از مردم کمک خواست. اهالی که مرید میرزا بودند بسرعت به محل رسیدند و تن یخ زده هردو را به قریه آوردند ولی مرغ روحشان پرواز نموده بود.

خبر فوت میرزا که دوستان را متأثر و دشمنان را شاد نمود، بسرعت همه جا پیچید و از جمله بگوش محمّدخان سالارشجاع برادر امیر مقتدر طالش که از بدخواهان میرزا بود ، رسید. نامبرده با عدّه‌ای تفگچی به خانقاه رفت و اهالی را از دفن اجساد مانع کرد. سپس بمنظور انتقامجوئی و کینه دیرینه که با جنگلیها داشت دستور داد یکی از طالش‌های همراه وی سر یخ زده میرزا را از بدنش جدا کند. رضا اسکستانی مزدور او سر از تن این مبارز وطن، استقلال و آزادی جدا و تحویل خان داد. نامبرده سر را ابتدا نزد برادرش امیر مقتدر بماسال و سپس فاتحانه به رشت برد و تسلیم فرماندهان نظامی کرد.


در کاوشی که از جیب‌های میرزا نمودند تنها یک سکه نقره یک ریالی یافتند و بعد فاتحانه سر این سردار رشید را در مجاورت سر بازخانه رشت، آنجا که معروف به انبار نفت نویل است، مدّتها در معرض تماشا مردم قرار داده. سپس خالو قربان معروف که از یاران سابق میرزا بود و خودش را به سردار سپه فروخته و درجه سرهنگی گرفته بود، سر میرزا را به تهران و تسلیم سردارسپه نمود.

سر میرزا به دستور سردارسپه در گورستان حسن آباد دفن کردند . بعد یکی از یاران قدیمی میرزا بنام کاس آقا حسام سر میرزا را محرمانه از گورکن تحویل و به رشت برده و در محلّی موسوم به سلیمان داراب بخاک سپرد. در شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضا شاه آزادیخواهان گیلان قصد داشتند جسد میرزا (تن بی سر) را با تشریفات شایسته از خانقاه طالش به رشت حمل کنند ولی ماموران جلوگیری کردند. در نتیجه به جهت پیشگیری از برخورد جسد میرزا را بطور عادی به رشت حمل و در جوار سر دفن کردند و هر سال ۱۱ آذر مراسمی ساده در مزار او در سلیمان داراب رشت برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 10:50  توسط lahijy  | 

دکتر حشمت

دکتر حشمت

                 برای مردم شرق گیلان نام پر معنایی است. نامی که هرگاه برزبان جاری می شود، عشق به میهن، شوق وافر به عمران و آبادی و شیفتگی نسبت به آزادی را به اذهان متبادر می کند. دانش آموز مدرسه آلیانس و دانش آموخته طب از دارالفنون، پسر میرزا عباسقلی طالقانی، اندیشه خاص خویش را داشت و تفکر اصلاحی را نه فقط در زمان پوشیدن روپوش سپید طبابت، بلکه حتی در زمانیکه اسلحه بدست گرفته و جنگلی شده بود از یاد نبرد. از جمله ایده های مترقی دکتر حشمت، اعتقاد وی به تشکیل ارتش به جای نیروهای چریکی در جریان نهضت جنگل بود که این ایده را با تشکیل نظام (ارتش) ملی شرق گیلان در لاهیجان به اجرا گذاشت و آموزش آن نیرو را که از آزادیخواهان شرق گیلان شکل گرفته بود به عهده گرفت. هرچند روند حوادث پر شتاب تر از آن بود که به او مجال تکمیل برنامه اش در این زمینه و دیگر اقدامات را بدهد.با اینهمه این مرد شریف منشا خدمات بسیاری برای مردم گیلان شرقی شد که یکی از مهمترین این اقدامات احداث کانال آبی به طول 40 کیلومتر بود که بعدها آن را به نام او «حشمت رود» نامگذاری کردند. این رود که با ابتکار و طراحی دکتر حشمت و همراهی مردم ساخته شد نقش بسیار مهمی در رهایی اراضی مابین رودخانه های سپید رود و شیمرود از خشکسالی داشت و در رونق کشاورزی منطقه تاثیر بسزایی نهاد. اما محبوبیت دکتر حشمت در شرق گیلان و بویژه لاهیجان ( محل سکونتش) بیش از همه مرهون شخصیت نجیب و صبور و فداکاری و دلسوزی اش برای مردم بود. قدما و معمرین لاهیجان از حسنات وی بسیار گفته اند. در جریان قیام جنگل هم بعد از میرزا کوچک خان، دکتر حشمت نفر دوم و البته مغز متفکر و عامل نظم و نظام  و به تعبیری ستون فقرات نهضت بود  آنچنانکه بعد از مرگش، میرزا در سخنی که بر مزار دکتر بیان کرد، فقدان او را ضربه ای دانست که هنوز از آن کمر راست نکرده است و حقیقتا هم دکتر برای سردار جنگل چنین یاوری بود.

اما در مورد تسلیم شدن دکتر به قوای دولتی و ماجرای امان نامه و قرآن مهر شده و وعده های وثوق الدوله و تیمور تاش (سردارمعظم خراسانی) برخی این عمل دکتر را یک اشتباه بزرگ سیاسی می دانند که به قیمت جانش تمام شد و از این دیدگاه او نباید فریب این بازی ریاکارانه را می خورد. شاید او هم می دانست که در صورت تسلیم، دشمنان هیچ تخفیفی برایش قائل نخواهند شد اما آنچه مسلم است اینکه او که کار نهضت را تمام شده می دید با این عمل خود دست کم جان همراهانش را نجات می داد.از سویی چندی قبل از آن فرستادگانی از طرف وثوق الدوله (صدر اعظم وقت) با سران جنگل مذاکراتی داشتند و شاید دکتر می پنداشت که این چراغ سبز در راستای همان مذاکرات است.تسلیم دکتر آنجنانکه همه مورخان و صاحبنظران گواهی می دهند از سر ترس نبود. او قبل از این از مهلکه های سخت تری هم با شجاعت و تدبیر رسته بود. مانند روزهای سخت محاصره در ماسوله که دکتر حشمت با یارانش پایداری جانانه ای کردند و با عبور از مسیر صعب العبور قله های شاندر من از محاصره نجات یافتند و یا زمانیکه امیر اسعد (فرزند سپهسالار تنکابنی) به فصد براندازی پایگاه جنگلیها در شرق گیلان به سمت لاهیجان لشکر کشید، دکتر حشمت و قوای لاهیجانی همراهش دلیرانه به سمت قشون او یورش برده و در رودسر شکست سختی را به آنها تحمیل کردند.هنگامی که خود سپهسالار هم قشونی به سمت لاهیجان کشید این بار قوای لاهیجانی به رهبری دکتر حشمت او را هم مغلوب و منهزم نمودند تا تتمه آبرویی که محمد ولی خان خلعت بری ( سپهسالار تنکابنی) در جریان مشروطه و همصدایی با مجاهدین مشروطه خواه گیلان کسب نموده بود، از بین برود.

در واقع دکتر حشمت گمان می برد که نهضت در آن مقطع زمانی به آخر خط رسیده و عقب نشینی های فرسایشی جز اینکه روحیه افراد را تنزل و جانشان را در معرض خطر بیشتر قرار دهد، سودی نخواهد داشت. بویژه آنکه بدستور میرزا کوچک خان، جنگلیها از تیراندازی به سمت قزاقان ایرانی منع شده بودند حال آنکه قزاقان چنین مروتی را در حق آنان روا نمی داشتند. این امر به خاطر احساسات وطنپرستانه شدید میرزا کوچک خان بود که البته هزینه های بسیاری از جمله اختلاف میان جنگلیها و تلفات جسمی و روحی زیادی را به همراه داشت.اینچنین بود که دکتر حشمت و همراهانش در قلعه گردن تنکابن تسلیم شدند. اما از همان دقایق اولیه برخورد تند با او و همراهانش آغاز شد. دکتر و یاران نزدیکش را به رشت آوردند و دادگاه فرمایشی جهت محاکمه او در باغ محتشم رشت تشکیل و دکتر حشمت جنگلی به اعدام محکوم شد.در حالیکه در ایام برگزاری محاکمه، دکتر در زندان زیر شکنجه های وحشیانه بود. 

سرانجام روز چهارم اردی بهشت ماه سال هزار و دویست و نود و هشت در قرق کارگذاری رشت در میان اندوه فراوان جمعیت حاضر ، دکتر حشمت را پای چوبه دار بردند. خود دکتر مردانه بالای چهارچوبه رفت و طناب را هم خود به گردن انداخت و تنها این بیت را خواند: 

« منصور وار گر ببرندم به پای دار         مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست»  

در این هنگام هیجانی در میان جمعیت در گرفت و آشوبی به پا شد که باران گلوله ها جهت خاموشی مردم باریدن گرفت و بدستور تیمور تاش، حکم به سرعت به انجام رسید.و اینچنین پرونده زندگانی مردی که عمری را در خدمت به میهن گذرانده بود، بسته شد. اما یاد و خاطره و راهش هرگز.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 10:48  توسط lahijy  | 

كتابشناسي نهضت جنگل

كتابشناسي نهضت جنگل

مروري بر منابع فارسي و لاتين در خصوص نهضت جنگل

رحيم نيكبخت ـــ منصور نصيري

 

تهيه و تاليف كتابشناسي در باب موضوعات گوناگون يكي از شالوده‏اي‏ترين و مبنايي‏ترين اقدامات در زمينه گسترش تحقيقات علمي است و شايد بتوان بسياري از  كاستيها و كمبودهاي عرصه تحقيقات را مربوط به بي‏توجهي به اين امر دانست. نهضت جنگل از جمله اوراق زرين تاريخ معاصر ايران است و در نوع مبارزه، محتواي نهضت و موقعيت تاريخي، داراي خصوصيات ممتاز و ويژه‎اي است كه همواره مورد توجه خاص مورخان و پژوهشگران تاريخ معاصر ايران قراردارد. مبارزان جنگل نه تنها در گيرودار با استبداد داخلي و نابسامانيهاي عصر بعد از مشروطه بودند، بلكه در خط مقدم مواجهه با بولشويسم و آيين بي‏ديني قرار داشتند و روش سياسي آنان از مو باريك‏تر و اي بسا از شمشير تيزتر مي‎نمود. سستي يا سختي نسنجيده در قبال بولشويسم پيامدها و آثار نامعلومي را مي‏توانست برجاي بگذارد و اقتدار يا خلوص نهضت جنگل را مخدوش سازد. به هر روي اهميت پژوهش و مطالعه پيرامون نهضت جنگل صرفا به اين امور خلاصه نمي‏شود و خود حديث مفصلي دارد. آنچه را كه پيش رو داريد، مي‏تواند به عنوان مقدمه و مدخلي بر كتابشناسي نهضت جنگل مورد استفاده محققان و پژوهشگران تلقي شود و براي شما علاقمندان سودمند افتد.

حوادث تاريخ ايران از انقلاب مشروطه تا آغاز سلطنت رضاخان يكي از پرحادثه‏ترين و مبهم‏ترين دوره‏ها مي‏باشد. دراين دوره پرآشوب، شاهد تنوع فعاليتهاي سياسي، اوج دخالتهاي مستقيم و غيرمستقيم قدرتهاي خارجي، سرعت و تعدّد حوادث و نيز تكاپوي افراد وطن‏دوست براي حفظ ايران در كوران حوادث با راهكارهايي متفاوت هستيم. از جمله موضوعات قابل توجه در اين دوره، نهضت ميرزاكوچك‏خان جنگلي است كه محدوده زماني اين حركت از سال 1285 ـــ 1300ش مي‏باشد. براي شناخت ابعاد مختلف اين نهضت، شناسايي منابع، ضرورتي انكارناپذير است، به همين منظور، دراين مختصر، به معرفي منابع فارسي و لاتين مي‎پردازيم كه مي‏تواند در تبيين اين پديده مورد استفاده قرار گيرد. هر چند اين تلاش كاستيهايي دارد؛ ولي به عنوان مدخل كتابشناسي توصيفي نهضت جنگل در آينده تكميل‏تر خواهد شد. هدف اصلي تدوين اين كتابشناسي، رفع نياز محققان و پژوهشگران مي‏باشد كه با منابع اصلي و فرعي نهضت جنگل آشنا شده و بر اساس موضوع مورد پژوهش خود به منابع مراجعه نمايند.

منابع فارسي شامل كتابها،‌مقالات برگزيده و اسناد است، نهضت ميرزاكوچك‎خان به دلايل متفاوت از جمله خود نهضت و چگونگي وقوع آن، نقش حزب كمونيست ايران در سرنوشت آن، ارتباطش با بلشويكها، طرز تلقي حكومت مركزي و ديدگاه‎هاي قدرتهاي خارجي از آن قابل بحث و بررسي مي‏باشد. كتابهاي معرفي‏شده جوانب مختلف اين حركت را روشن مي‏سازد. علاوه بر آثاري كه تنها به اين موضوع اختصاص يافته‏اند، كتابهاي ديگري كه مطلبي در خصوص نهضت جنگل دارند، با ذكر صفحه آورده شده است؛ با اين حال محققان محترم مي‏بايست به فهرست اعلام اين كتابها نيز مراجعه نمايند. لازم به توضيح است، قسمت عمده اين منابع در كتابخانه مركز اسناد انقلاب اسلامي موجود مي‏باشد.

مقالات منتشرشده در اين خصوص، بسيار است كه همگي در يك سطح نيستند، براي پرهيز از ذكر مشخصات همه مقالات فيش‏شده، برگزيده مقالاتي كه به جهاتي مهم‏تر بوده‏اند، آورده شده است. علاقه‏مندان براي اطلاع بيشتر مي‏توانند به قسمت اول اين كتابشناسي مراجعه كنند.

در قسمت سوم از منابع فارسي، اسناد و تصاويري كه به سه شكل زير وجود دارند، معرفي شده است:

1 ـــ مجموعه‎هاي اسناد چاپ‏شده

2 ـــ اسناد و تصاوير پراكنده چاپ‏شده

3 ـــ اسناد منتشرنشده موجود در آرشيوها

 نهادي كه بيشترين و ارزشمندترين مجموعه سند دراين موضوع را در اختيار دارد، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي‏باشد. گويا، اين مركز قصد انتشار اسناد مربوط به نهضت جنگل را داشته كه به دليل نامعلومي متوقف شده است. بخش دوم، منابع لاتين مي‏باشد كه در خارج از ايران چاپ و منتشر شده‏اند و بديهي است؛ براي ارائه تحقيق جامع و مانع ناچار از مراجعه به آنها هستيم.

الف: منابع فارسي

1 ـــ كتابشناسي‏ها

ـــ آقا بخشي، علي، كتابشناسي گيلان، تهران، مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1360.

ـــ افشار، ايرج، فهرست مقالات فارسي در زمينه تحقيقات ايراني، ج 4، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي 1369.

ـــ فهرست مقالات فارسي در زمينه تحقيقات ايراني، ج 5، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1374.

ـــ پوراحمد جكتاجي، محمدتقي؛ طالش ايراندوست، فرشته؛ معصومي اشكوري، حسين، كتابشناسي گيلان، رشت، سازمان برنامه و بودجه، 1368.

ـــ پورسفر، علي، كتابشناسي انقلاب مشروطيت ايران، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1373.

ـــ گنجينه اسناد، فصلنامه تحقيقات تاريخي (ويژه‏نامه نهضت جنگل) سال يازدهم، دفتر سوم، پائيز 1380 شماره پيايي 43.

2 ـــ كتابها

ـــ آراز، طوفان، جمهوري اول آذربايجان شمالي، 1918 ـــ 1920، دانمارك، مولف، 1374.

ـــ آفاري، ژانت، انقلاب مشروطه ايران، ترجمه رضا رضايي، تهران، بيستون، 1379، ص 205 ـــ 215 و 309 ـــ 314.

ـــ آلياني، شاهپور؛ رفيعي جيردهي، علي، نهضت جنگل و معين‏الرعايا (حسن خان آلياني) تهران انتشارات ميشا، 1375.

ـــ ابراهيموف، ت، پيدايش حزب كمونيست ايران، ترجمه ر. رادنيا، تهران گونش، 1360.

ـــ احرار، احمد، مردي از جنگل، تهران، انتشارات نوين، 1361.

ـــ افشاري، حسن، ميرزا كوچك‏خان، تهران، بي‏نا، 1348.

ـــ البرز، منوچهر (سرهنگ ستاد 2)، تاريخ پنجاه ساله نيروي زميني شاهنشاهي ايران، به اهتمام علي وزيري، تهران، ستاد بزرگ ارتشتاران، 2535 = 1355، ص 57 ـــ 65.

ـــ املشي، بهاالدين، گوشه‎هايي از تاريخ گيلان، تهران، بي‏نا، 1352.

ـــ اميرزاده (شاهرخي)، كاظم، آزاده گمنام، به كوشش نصرت‏الله فتحي تهران، بي‎نا، 1333.

ـــ ايرانف، م.س، تاريخ ايران نوين، ترجمه هوشنگ تيزابي و حسن قائم‏پناه، تهران، انتشارات طوفان، 1356، ص 39 ـــ 54.

ـــ انقلاب اكتبر و ايران، مجموعه سخنرانيهاي سمينار علمي حزب توده ايران به مناسبت پنجاهمين سالگشت انقلاب كبير سوسياليستي اكتبر، بي‏جا، [خارج از كشور] انتشارات حزب توده ايران، 1346 ص 249 ـــ 263.

ـــ باستاني پاريزي،‌ ابراهيم، تلاش آزادي، تهران، انتشارات نوين، چاپ چهارم، 2536 = 1356، ص 294 ـــ 339.

ـــ برار، ويكتور، انقلابات ايران، ترجمه سيد ضياالدين دهشيري، تهران،‌ انتشارات دانشگاه تهران، 2535 =1355، ص 70 ـــ 84.

ـــ بهار، محمدتقي (ملك‏الشعرا)، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، ج 1، تهران اميركبير، چاپ چهارم، 1371، ص 164 ـــ 167.

ـــ پاينده لنگرودي، محمود، يادي از دكتر حشمت جنگي، تهران، انتشارات شعله انديشه، 1368.

ـــ پرستيس، مويسي آرنوويچ، بلشويكها و نهضت جنگل، ترجمه حميد احمدي، تهران، شيرازه، 1379.

ـــ پوراحمد جكتاجي، محمدتقي، گيلان‏نامه (مجموعه مقالات گيلان‏شناسي) رشت، طاعتي، 1366. ـــ تاريخ خيانت به جنبش ايران، بي‏نام مولف، بي‎جا، بي‏نا، بي‏تا.

ـــ تاريخ مبارزات مردم ايران (حقايقي درباره جنبش جنگل و حماسه سياهكل) بي نام مولف، بي‎جا، بي‎نا، بي‏تا.

ـــ تدين، عطاالله، نقش گيلان در نهضت مشروطيت، بي‎جا، فروغي، 1353.

ـــ تميمي طالقاني، محمد، دكتر حشمت كه بود و جنگل گيلان چه بود (شرح مبارزات ميرزا كوچك‏خان و دكتر حشمت)، تهران، شركت شعله، 1324.

ـــ تهراني، حسن، جنگل، تهران، بنگاه مطبوعاتي افشاري، 1320.

ـــ جاويد، سلام‎‏الله، نهضت مشروطيت ايران و نقش آزاديخواهان جهان، تهران، انتشارات دنيا، 1347.

ـــ جاويد، سلام‏الله، ايران سوسيال دمكرات (عدالت) فرقه سي حقينده خاطره لريم تهران، مولف 1359. (خاطرات من از فرقه سوسيال دمكرات عدالت.)

ـــ جودت، حسين، يادبودهاي انقلاب ايران و تاريخچه جمعيت فرهنگ رشت، تهران، بي‎تا، 1351.

ـــ حاجي‏زاده، قاسم، ياد سبز (مجموعه نقاشيهايي از ميرزا كوچك‏خان جنگلي)، تهران، منيژه ناصري، 1371.

ـــ حوزه، ويژه ميرزا كوچك جنگلي، سال 19، شماره 112 ـــ 111، مرداد و شهريور، مهر و آبان 1381.

ـــ خاطرات سردار فاخر حكمت، به اهتمام سيف‏الله وحيدنيا، ناشر، تهران، چاپ اول، 1379. (مذاكره با ميرزا كوچك‎خان.)

ـــ خاطرات سياسي عباس خليلي را در آئينه تاريخ، (مدير روزنامه اقدام) به اهتمام محمد گلبني، تهران، انتشارات انديشه، 1380.

ـــ خلعت‏بري، محمدولي، يادداشتهاي سپهسالار تنكابني، گردآورنده امير عبدالصمدـــ خلعت‏بري،‌ به اهتمام محمود تفضلي،‌ تهران، نوين، 1362.

ـــ خورشيدي بر بام شرف، (دفتر شعري در سوگ و ستايش ميرزا كوچك‏خان جنگلي)، رشت، اداره ارشاد اسلامي، 1364.

ـــ د.م، احسان‏الله‎خان و خالوقربان، آنها كه به نهضت خيانت كردند، قم، انتشارت حق، بي‎تا.

ـــ دنسترويل، ژنرال ماژور، امپرياليزم انگليس در ايران و قفقاز، 1917 ـــ 1918، ترجمه ميرزا حسين‏خان انصاري، تهران، انتشارات روزنامه كوشش، 1309.

ـــ خاطرات ژنرال ماژور دنستريل، سركوبگر جنگل، ترجمه حسين انصاري با مقدمه و فهارس علي دهباش، تهران، كتاب فرزان، 1362.

ـــ يادداشتهاي ژنرال ماژور دنسترويل، امپرياليسم انگليس در ايران و قفقاز، ترجمه حسين نمازي، تهران، منوچهري، 1357.

ـــ دولت‏آبادي، يحيي، حيات يحيي، ج 4، تهران، انتشارات عطار و انتشارات فردوس، چاپ ششم، 1371، صص 133 ـــ 156 و 240 ـــ 279.

ـــ ذبيح، سپهر، تاريخ جنبش كمونيستي در ايران، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، تهران موسسه مطبوعاتي عطايي، 1364، ص 33 ـــ 100.

ـــ رائين، اسماعيل، اسناد و خاطره‎هاي حيدرخان عمواوغلي، 2 ج، تهران، بي‎نا، 1358 و 1363.

ـــ حيدرخان عمواوغلي، تهران، انتشارات جاويدان، 2535 = 1355.

ـــ قيام جنگل (يادداشتهاي ميرزا اسماعيل جنگلي خواهرزاده ميرزا كوچك‎خان) تهران، انتشارات جاويدان، 1357.

ـــ رضازاده لنگرودي، رضا، يادگارنامه فخرايي، تهران، نشر نو، 1363.

ـــ رضازاده ملك، رحيم، حيدرخان عمواوغلي چكيده انقلاب، تهران انتشارات دنيا، 1352.

ـــ رضاشاه كبير، تهران، مركز پژوهش و نشر فرهنگ سياسي دوران پهلوي، 1356، صص 53 ـــ 100.

ـــ رواساني، شاپور، نهضت ميرزا كوچك‏خان جنگلي و اولين جمهوري شورايي در ايران، تهران، نشر شمع، چاپ دوم، 1368.

ـــ روائي، ابراهيم، خاطرات و اسناد دفتر روائي (انقلاب مشروطيت، نهضت جنگل، دوره ناامني خلخال) به كوشش ايرج افشار و بهروز رزاقي، تهران فردوسي با همكاري اديب، 1363.

ـــ رئيس‏نيا، رحيم، حيدرخان عمواوغلي درگذر از طوفانها: تهران، دنيا، 1360.

ـــ زربخت، ناصر، گذر از برزخ (خاطرات يك توده‎اي درمهاجرت) تهران، آتيه، 1380. صص 97 ـــ 100.

ـــ زيبايي، علي، كمونيزم در ايران يا تاريخ مختصر فعاليت كمونيستها در ايران، تهران، بي‏نا، 1343، صص 104 ـــ 114.

ـــ سپهر، احمدعلي، ايران در جنگ بزرگ 1918 ـــ 1914، تهران، بي‎نا، 1336.

ـــ سخنرانيهاي اجلاسيه كنگره بزرگداشت روحاني مجاهد ميرزا كوچك‎خان جنگلي، رشت، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي گيلان، 1369.

ـــ سياست داخلي ايران، خاطرات و اسناد مستشارالدوله، مجموعه هفتم، به كوشش ايرج افشار، تهران، انتشارات طلايه، 1374.

ـــ شريعت گيلاني، محمدباقر، تاريخچه جنگليان، تهران، مالكين گيلاني مقيم مركز، 1337 ق.

ـــ شعاعيان، مصطفي، نگاهي به روابط شوروي و نهضت انقلابي جنگل، تهران، ارژنگ، 1349.

ـــ شميده، ع، ميرزه محمد آخوندزاده (بهرام سيروس)، راداكتور جعفرپور، تبريز، بي‎نا، چاپ دوم، بي‎تا، (چاپ اول، باكو، 1974 م، كتاب به زبان تركي آذري است).

ـــ شيخ‏الاسلامي، محمدجواد، سيماي احمد شاه قاجار، 2 ج، تهران، نشر گفتار، چاپ دوم، 1375.

ـــ : علل افزايش نفوذ سياسي روس و انگليس در ايران، تهران، كيهان، 1370، صص 59 ـــ 92.

ـــ صباحي، هوشنگ، سياست انگليس و پادشاهي رضاشاه، ترجمه پروانه ستاري، تهران، نشر گفتار، 1379.

ـــ صبوري ديلمي، محمدحسن، نگاهي از درون به انقلاب مسلحانه جنگل، تهران، مولف، 1358.

ـــ طالبي، فرامرز، آواي جنگلي، (نمايشنامه‎اي درباره نهضت جنگل)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1367.

ـــ طاهري رشتي، محمدجعفر، شعله شمع جنگل (شمه‎اي از زندگي ميرزا كوچك‎خان و شرح حال او) بي‏جا، علي طاهري، 1359.

ـــ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ج 2، جستارهايي از تاريخ معاصر  ايران، تهران، انتشارات اطلاعات چاپ چهارم، 1371، صص 55 ـــ 98.

ـــ عاقلي، باقر، تيمورتاش در صحنه سياست ايران، تهران، انتشارات جاويدان، چاپ دوم، 1372 صص 67 ـــ 120.

ـــ عباسي، محمد، تاريخ انقلاب ايران، تهران، مشرق، 1358.

ـــ عنايت، قهرمان جنگل، (سرگذشت پرماجراي سردار نام‏آور جنگل)، تهران، انتشارات عارف، بي‎تا.

ـــ غني، سيروس، ايران بر آمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگليسيها ترجمه ، حسن كاشاد، تهران، انتشارات نيلوفر، 1377، صص 83 ـــ 85 ـــ 87 ـــ 88 ـــ  107 ـــ 113 ـــ 116 ـــ 122 ـــ 168 ـــ 172 ـــ 176 ـــ 224 ـــ 249 ـــ 262 ـــ 264 ـــ 284 ـــ 308 ـــ 352.

ـــ فخرايي، ابراهيم، سردار جنگل ميرزا كوچك‏خان، تهران، انتشارات جاويدان، چاپ يازدهم، 1366.

ـــ گيلان در جنبش مشروطيت، تهران، كتابهاي جيبي، 1353.

ـــ فرخ، مهدي (معتصم‏السلطنه)، خاطرات سياسي فرخ، به اهتمام پرويز لوشايي، تهران، اميركبير، 1347.

ـــ فردي، اميرحسين، كوچك‏خان جنگلي، تهران، حوزه انديشه و هنر اسلامي، 1360.

ـــ فروحي، علي؛ طالبي، فرامرز، ارمنيان گيلان، رشت، گيلكان 1377.

ـــ فورتسكيو، ل، س، رجال تهران و برخي ولايات شمال غرب ايران، ترجمه، محمدعلي كاظم‏بيگي، تهران، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي، 1379.

ـــ قادري، حاتم، پژوهش در روابط ايران و روسيه شوروي يا قرارداد 1921، 2 ج، تهران، بي‎جا، 1359.

ـــ قهرمان ميرزا سالور، روزنامه خاطرات عين‏السلطنه، ج 7، به كوشش مسعود سالور، ايرج افشار، تهران، انتشارات اساطير، 1379.

ـــ كتاني، احمد، سرزمين ميرزا كوچك‎خان، پژوهش درباره گيلان زمين و تاريخ اجتماعي و اقتصادي آن با نگرشي بر نهضت جنگل، با مقدمه ابراهيم فخرايي، تهران، معصومي، 1362.

ـــ كحال‏زاده، ميرزا ابوالقاسم‏خان، ديده‏ها و شنيده‏ها، (خاطرات منشي سفارت آلمان در ايران درباره مشكلات ايران در جنگ بين‏المللي اول 1918 ـــ 1914) به كوشش مرتضي كامران، تهران، نشر فرهنگ، 1363.

ـــ كرونين، استفاني، ارتش و حكومت پهلوي ترجمه غلامرضا علي بابايي، تهران، انتشارات خجسته 1377، صص 87، 143 ـــ 146، 172، 196، 259، 326، 436.

ـــ كمره‏اي، محمد، روزنامه خاطرات سيد محمد كمره‎اي، 2 ج (ج اول برآمدن دولت وثوق‏الدوله ج دوم مقدمات كودتاي اسفند) به كوشش محمدجواد مرادي‏نيا، تهران، نشر شيراز، 1382.

ـــ كوچك‎پور، صادق، نهضت جنگل و اوضاع فرهنگي ـــ اجتماعي گيلان و قزوين به كوشش سيد محمد تقي ميرابوالقاسمي، رشت، نشر گيلكان، 1369.

ـــ گروگان، حميد،حماسه ميرزا كوچك‎خان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1364.

ـــ گيلك، محمدعلي، تاريخ انقلاب جنگل به روايت شاهدان عيني، رشت، نشر گيلكان، 1371.

ـــ لنچافسكي، ژرژ، غرب و شوروي در ايران، سي سال رقابت 1918 ـــ 1948، ترجمه حورا ياوري، تهران، ابن سينا، بي‎تا.

ـــ لنزوسكي، جورج، رقابت روسيه و غرب در ايران، ترجمه اسماعيل رائين، تهران، انتشارات جاويدان، چاپ دوم، 2536، 1356 صص 95 ـــ 101. (اين دو اثر ترجمه يك كتاب هستند)

ـــ مابرلي، فردريك جميز، عمليات در ايران (جنگ جهاني ايران 1914 ـــ 1919) ترجمه كاوه بيات، تهران، خدمات فرهنگي رسا، 1369.

ـــ مبارزه دومشي در جنبش مردم، جنبش تنباكو، جنگل، دمكراتيسم و ليبراليسم، سه مقاله از رزم دانشجو، كنفدراسيون محصلين و دانشجويان ايراني براي احياي سازمان واحد دانشجويي، تهران، حقيقت، بي‏تا.

ـــ متولي، عبدالله، بررسي تطبيقي دو نهضت جنگل و خياباني، تهران، حوزه هنري، 1373.

ـــ مدني، احمد، جنبش جنگل و ميرزا كوچك‎خان، خاطرات ميراحمد مدني عضو شوراي اتحاد اسلام و مدير روزنامه پرورش، به كوشش محمدتقي ميرابوالقاسمي، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1377.

ـــ مكي، حسين، زندگاني سياسي سلطان احمدشاه قاجار، تهران، اميركبير، چاپ دوم، 1357.

ـــ تاريخ بيست‏ ساله ايران، ج 1، تهران، انتشارات علمي، 1374.

ـــ موسوي، صفا، تاريخ مكمل جنگل، ميرزا كوچك‎خان، رشت، مولف، 1358.

ـــ مهجوري اسمعيل، تاريخ مازندران، ج 2، ساري، مولف، 1345.

ـــ ميرابوالقاسمي، سيد محمدتقي، دكتر حشمت و انديشه اتحاد اسلام در جنبش جنگل، تهران، ندا، 1378.

ـــ گيلان از انقلاب مشروطيت تا زمان ما، رشت، گيلان، 1377.

ـــ ميروشنيكف، ل . ي، ايران در جنگ جهاني اول، ترجمه ع. دخانياني تهران، انتشارات فرزانه، چاپ دوم، 1357.

ـــ نقش احزاب چپ معاصر ايران، ج 1، كار جمعي از موسسين و بنيانگذاران. جريان چپ در ايران (كتاب چاپ نشده، كتابخانه مركز اسناد انقلاب اسلامي) صص 92 ـــ 299.

ـــ نوازني، بهرام، عهدنامه مودت ايران و شوروي، مقدمه از دكتر باوند، تهران، نشر همراه، 1369.

ـــ واقف شريفي، وقتي كه ماركسيستها تاريخ مي‏نويسند، دفتر اول، درباره نهضت انقلابي جنگل، تهران، صادق با همكاري انتشارات جنگل، 1357.

ـــ يادداشتهاي تاريخي و اسناد سياسي مستشارالدوله، مجموعه اول، به كوشش ايرج افشار، تهران، انتشارات فردوسي، 1361، صص 190 ـــ 193.

ـــ يقيكيان، گريگور، شوروي و جنبش جنگل، به كوشش برزويه دهگان، تهران انتشارات نوين، 1363.

ـــ يوسفي‏نيا، علي اصغر، تاريخ تنكابن (محال ثلاث گيلان و مازنداران در حيطه اساطير و تاريخ گوشه‏هاي ناشناخته از حوادث مشروطه و نهضت جنگل و تاريخ تفصيلي كلاردشت و كجور) تهران، نشر قطره، 1370.

3 ـــ مقاله‏هاي برگزيده

آفاري، ژانت، «نقدي بر تاريخنگاري متناقض جمهوري گيلان»، ترجمه رضا رضايي، نگاه نو، ش 29، مرداد 1375، صص 51 ـــ 81.

ا.ق.م. «مكتوب وارده درباره اوضاع سياسي و اجتماعي لاهيجان» هفته‏نامه جنگل، س 1، ش3، ص 4 ـــ 5.

اتابكي، تورج، «از رفيق سرخ تا دشمن خلق» (كارنامه و زمانه احسان‏الله خان دوستدار در سرزمين شوراها) گفتگو، ش 31، 1380، صص 143 ـــ 166.

اخبار حيرت‏انگيز «پاسخ به اتهامات وارده به هيات اتحاد اسلام راجع به عدم اطاعت از دولت و داشتن سوداي استقلال»، هفته‏نامه جنگل، س 1، ش 12، 1335 ق، صص 1 ـــ 4 و ش 13، صص 1 ـــ 4.

اصغرنيا، محمدحسين، «ميرزا كوچك مظلوم بزرگ تاريخ معاصر» روزنامه ايران، 10/9/1376، ص 9. «افساد قونسول انگليسي در رشت» هفته‏نامه جنگل، س 1، ش 18، صص 1 ـــ 4.

پاينده لنگرودي، محمود، «دو پناهنده از كميته مجازات در نهضت جنگل» گيله‎وا، س پنجم، ش 40 ـــ 41، 1376، صص 43 ـــ 45.

«چگونه ايران پايدارماند؟» ميرزا كوچك‏خان جنگ و گريز در جنگل، روزنامه ايران، 2/9/1377، ص 7.

حاج سيد جوادي، حسن، «نهضت جنگل» كتاب گيلان، ج 2، تهران، انتشارات گروه پژوهشگران ايران، 1374، صص 181 ـــ 238.

حسيني، پروي، «اگر ميرزا گيلك نبود؟» گيله‏وا، س پنجم، ش 45، 1376، ص 15.

«حل معماي طوالش وفدائيان اتحاد اسلام» هفته‏نامه جنگل، س 1، ش 5 صص 6 ـــ 8.

خلتبري، ارسلان، «فرار ميرزا كوچك‎خان به كمك ساعدالدوله» مجله وحيد، ش 4، 1345، صص 459 ـــ 463.

درياگشت، محمدرسول، «يادي از ميرزا كوچك‎خان»، كلك، س1، ش 11/12، 1369، صص 358 ـــ 360.

ديوسالار، يحيي، «اتحاد اسلام و پيدايش جنگل» ارمغان، س 34، 1344، صص 224 ـــ 228 و 271 ـــ 274 و 370 ـــ 374، 416 ـــ 418، 470 ـــ 472.

«سر بريده ميرزا كوچك‎خان را براي تماشا مدتها به نمايش گذاشتند»، مجله هفتگي گزارش روز شماره هجدهم، 20/3/1358، ص 18 ـــ 19.

سفري، محمدعلي؛ ميرزايي، محسن، «جنبش گيلان» ضميمه بيست وهفت هزار روز تاريخ ايران و جهان تهران، روزنامه اطلاعات، 1355، صص 389 ـــ 396.

«شوروي و نهضت جنگل» آينده، س 12، ش 1 ـــ 2، صص 132 ـــ 143.

«شهيد كوچك جنگلي در آئينه ملك‏الشعراي بهار» كيهان هوايي، ش 1309، 23/9/1377، ص 10 ـــ 11.

شيخ‏الاسلامي، جواد، «ميرزا كوچك‎خان رهبر نهضت جنگل»، تحقيقات اسلامي، ج 1، ش 2 و ش 1، 1365 ـــ1366، صص 115 ـــ 150.

طباطبايي، ميراحمد، «ايرنشناسان شوروي و نهضت جنگل»، يادنامه ابراهيم فخرايي، تهران، 1368، صص 86 ـــ 95.

فخرايي، ابراهيم، «در آسمان جنگل ...» به مناسبت شهادت ميرزا كوچك‏خان جنگلي روزنامه همشهري، 11/9/1377 و 12/9/1377، ص 6.

فروحي، علي، «نكته‏هايي درباره مقاله ميرزا كوچك‏خان جنگلي» تحقيقات اسلامي، ج 2، ش 2، 1366، صص 142 ـــ 148.

«كارهاي ايران» ترجمه مقاله روزنامه يني اقبال باكو درباره اوضاع جنگل گيلان، هفته‎نامه جنگل، س 1، ش 5، ص 3 ـــ 4.

كسمايي، جهانگير، «شرح حال ميرزا حسين خان كسمايي»، يادگار، ج 4، س 4، صص 71 ـــ 75.

كي آرش، ساسان، «ميرزا كوچك‎خان جنگلي، تقاضا از جوانان و آزاديخواهان گيلان»، ايرانشهر، س 3، 1304، 507 ـــ 510.

گرانمايه، علي، «جمهوري گيلان يا جمهوري ايران» گيله‏وا، س 2، ش 9، 1373، ص 6 ـــ7.

گلشني، عبدالكريم، «نهضت ميرزا كوچك‏خان جنگلي» كيهان هوايي، س 3، ش 9، 1365، صص 23 ـــ 25.

«مكتوب از لاهيجان درباره اوضاع سياسي و اجتماعي لاهيجان» هفته‏نامه جنگل س 1، ش 14، صص 4 ـــ 6.

«ميرزا و مدرس» اميد انقلاب، س 3، ش 69، صص 20 ـــ 23 و ش 70، صص 20 ـــ 23.

نجمي، ناصر، «نهضت جنگل نبرد در سه جبهه» روزنامه ايران، 26/7/1377، ص 7.

نوايي، عبدالحسين، «انقلاب گيلان چگونه آغاز شد» يادگار، س 4، ش 3، صص 41 ـــ 55.

«همراهي خالو قربان با عوامل دولتي و دستگيري غلام‏حسين‏خان در طارم» روزنامه اطلاعات، 23/3/1364، ص 6.

«همكاري مردم با جنگليها و اسنتطاق آنان توسط نظميه» روزنامه اطلاعات، 26/3/1364. ص 6.

4 ـــ اسناد

1/4ـــ مجموعه‏هاي سندي چاپ‏شده:

ـــ برگهاي جنگل (نامه‏هاي رشت و اسناد نهضت جنگل) به كوشش ايرج افشار، تهران، نشر و پژوهش فرزان، 1380.

ـــ بيات، كاوه، ايران و جنگ جهاني اول، (اسناد وزارت خارجه) تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1370.

ـــ شيخ‎الاسلامي، محمدجواد، اسناد وزارت خارجه بريتانيا درباره قرارداد 1919 ايران و انگليس، تهران، كيهان، 1365.

ـــ عظيمي، رقيه‏السادات، نهضت جنگل به روايت اسناد وزارت امور خارجه،‌ تهران، وزارت امور خارجه، 1377.

ـــ قطبي، بهروز، اسناد جنگ جهاني اول در ايران، (همراه با خبرهاي تلگرافي جنگ پروس فرانسه به خط ناصرالدين شاه قاجار) تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نشر قرن، 1370، صص 56، 242، 271، 323 ـــ 334.

ـــ كشاورز، فتح‏الله، نهضت جنگل، اسناد محرمانه و گزارشها، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1371.

ـــ ميرزا صالح، غلامحسين، جنبش ميرزا كوچك‎خان بنا بر گزارشهاي سفارت انگليس در تهران، تهران، نشر تاريخ ايران، 1369.

ـــ نصيري مقدم، محمدنادر، گزيده اسناد درياي خزر و مناطق شمالي ايران درجنگ جهاني اول، تهران دفتر مطالعات سياسي و بين‏المللي وزارت خارجه، واحد نشر اسناد، 1374.

ـــ وكيل‏الدوله، حسينعلي مقصودلو، مخابرات استرآباد، 2 ج، به كوشش ايرج افشار و محمدرسول درياگشت، تهران، نشر تاريخ ايران، 1363.

2/4ـــ اسناد و تصاوير پراكنده چاپ‏شده

«اسناد تاريخي» سايبان، س 13، ش 325، صص 1 ـــ 3.

اسناد روحانيت و مجلس، ج 2، به كوشش منصوره تدين‏پور، زير نظر غلامرضا خدايي عراقي، تهران، كتابخانه موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي، 1375، صص 95 ـــ 98.

«اسناد و نوشتجات تاريخي درباره جنگل» فروغ، س 1، ش 3، صص 89 ـــ 91؛ و ش 4، صص 122 ـــ 124 و ش 5، ص 148 و ش 6، صص 171 ـــ 172.

افشار، ايرج، «اسناد ناصر دفتر خلخالي براي تاريخ خلخال و نهضت جنگل»، آينده س 9، ش 8 ـــ 9، صص 633 ـــ 643.

ـــ «اسناد گرفتاري محسن‏خان امين‎الدوله در جنگل» يادگارنامه فخرايي، صص 361، 378.

ـــ «سندي درباره جنگل» آينده، س 8، ش 8، ص 429.

ـــ «سندي درباره جنگل به خط مستشارالدوله» آينده، س 9، ش 2، صص 158 ـــ 164.

ـــ «عكسي ديگر از ميرزا كوچك‎خان» س 12، ش 2، ص 276.

ـــ قباله تاريخ، تهران، انتشارات طلايه، 1368.

«برگهايي از تاريخ»، تاريخ معاصر ايران، كتاب پنجم، تهران، موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي 1372، صص 277 ـــ 351.

دوستدار، احسان‎الله، «جنبش انقلابي شرق، جنبش ملي و انقلابي در ايران 1919 ـــ 1920» خسرو  شاكري، اسناد جنبش كارگري و سوسيال دمكراسي و كمونيستي ايران، ج 3، تهران، انتشارات علم، چاپ دوم، 1358، ص 28.

سلطان‏زاده، آواتيس، «ايران معاصر» خسرو شاكري اسناد جنبش كارگري ...، ج 4، تهران، انتشارات علم، چاپ دوم، 1359، ص 63.

ـــ «درباره نهضت جنگل» خسرو شاكري، اسناد جنبش كارگري ... ج 1، تهران، انتشارات علم، چاپ دوم، 1358، صص 82 ـــ 84.

گلشني، عبدالكريم، «سندي درباره جنبش جنگل» مطالعات تاريخي، ش 2، 1369، صص 335 ـــ 339.

3/4ـــ اسناد منتشرنشده موجود در آرشيوها

ـــ مجلس شوراي اسلامي، كتابخانه موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي.

ـــ موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، آرشيو اسناد.

ـــ سازمان اسناد ملي ايران، آرشيو اسناد ( اسنادي كه اخيرا از جمهوري آذربايجان مربوط به نهضت ميرزا كوچك‏خان به اين آرشيو منتقل شده است.)

ـــ آرشيو مركز اسناد در تاريخ ديپلماسي وزارت امورخارجه.

ب ـــ منابع لاتين

Abrahamian, E, and f. kazemi “ The Non ___ revolutionary peassntry of Modern Iran” Iranian Studies 11 (1978).

Agaev, s.I. “ Revolutionary Movements and Reformsin Iran “ The Revolutionary process in th East: past and present, ed.R.vlyanovsky. Moscow, 1982.

Amoghli. Haidarkhan “ The social Base of the persian Revolution,,. Zhizn Natsional, nostei 18 (Jun 15, 1920).

Avery, p. Modern Iran, Iondon, 1965.

Barmine, A. Memoirs of a soveiet Diplomat.,, wesport, conn, 1938.Rpt. 1973.

Blank,s. “ soviet politics and the Iranian Revolution of 1919 ___ 1921”. Chahiers du Monde Russeiet sovetique 21 (1980).

Chaqueri, c. (Khosrow shakeri) “ The Jangali Movemen and soviet Historiography” central Asian survey 5 (1985).

______ , ed, ََ le Mouvement communiste en Iran,,. Florence 1979.

______ ََ The soviet socialist Republic Of Iran, 1920 ___ 1921 ,, Brith of trauma, University of pittsburg press pittsburghand London , 1995.

Dailami, p. “ the Bolsheviks and the Jangali Movement, 1915 ___ 1920” Cahiers du monde Russe et sovietique 31 (1990).

Degras, J ََ . soviet Documents on foreign policy,, Vol, 1. London, 1951.

Ehsan ___ ollahkhanc (Doustar) “ Appeal to president Narimanov”. Izvestia, July 13, 1921. Translated into frech in Bulletin periodique de la presse Russe, no. 95 (1921).

______ ََ  Revolutionary and National Movement in persia, 1914 ___ 1917, Memoirs of a contemporary withess “Novyivosok, pt. 1 , nos.23 ___ 24 (1928) , pt. 2, nos.26 ___ 27 (1929)؛ pt. 3, no. 29 (1929). In russian.

Elwell ___ sutton,I.p. “Reza shah the Great: founder of the pahlavi dynasty. “In Iran under the pahiavis, ed.G. Ienczowski. Stanford 1978.

Foroughian, H. ََ The Impact of the Great october sociapist Revolution on the liberation Movement in Gilan ََ In the october Revolu Iion and Iran, Leipzig, 1967.

“For The Fifrst Congress of the Adalat party” Kommunist, no.49 June 23, 1920.

ََ Iran Political Diaries 1881 ___ 1965 ,, Volume 5, 6, General Editor DrR.M.Burrell Research Editor Robertl. Jarman, Archire Editions. 1997.

Iranian communist party. ََ programma persidskoi Kommunistichekoi Partii(B)Resht,, [?] 1920.

Ketabi, M. ََ KuCekHan and die Gangali ___ Bewegug,, Darstellung and Analyse der persischen Bewegug Gangal, 1915 ___ 1921. Ph.D.diss., Heidlberg, 1972.

Marchenko (Martchenko),M. “Mirzakutchuk,dit Kut chuk Khan, savie et sonoeuvre”. Revue du MondeMusul man 40 ___ 41 (1920).

Tchilinkirian, A. “The persian Revolution”. Mshak (Tiflis), no. 200(1909).

T.G[Gaidar Tariverdiev, َ Amoghli]. ََ The social Base of the persian Revolution”. In Russian. Zhizn Nasional, nostei, June 15, 1920. Translated in la social ___ Democratie en Iran,ed.c.chaqueri Infrench.

Ybert ___ chabrier,E. ََ Gilan, 1917 ___ 1920: The Jangalist Movement According to the Memoirs of Ihsan Allah Khan” central Asian siansurrey 2, no.3(1983).

Zabih, s,,. The communist Movement in Iran. ََ stanford, 1966.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 10:43  توسط lahijy  | 

انتشار تقويم تطبيقي نهضت جنگل در رشت

محقق گيلان‌پژوه خبر داد:
انتشار تقويم تطبيقي نهضت جنگل در رشت

خبرگزاري فارس: محقق گيلان‌پژوه گفت: تقويم تطبيقي سال‌هاي هجري قمري به هجري شمسي نهضت جنگل در رشت به چاپ مي‌رسد.

روبرت وهانيان امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در رشت با اشاره به ايجاد گاهنامه نهضت جنگل و محل تولد ميرزا كوچك در محله استادسراي رشت گفت: بيشتر گيلاني‌ها مجسمه پر ابهت ميرزا كوچك را در ميدان شهرداري رشت ديده‌اند.
وي با بيان اينكه تاكنون كتاب جامعي درباره جنبش جنگل و توصيف شخصيت ميرزا براي عموم وجود نداشت، اظهار داشت: جوانان مي‌توانند با بهره‌گيري از ابزارهاي الكترونيكي سي‌دي‌هايي از نهضت جنگل را تهيه كنند كه براي مطالعه نهضت جنگل چند كتاب مورد مطالعه قرار نگيرد.
وهانيان تحقيق و بررسي درباره نهضت جنگل را وظيفه‌اي دانست كه بايد به مردم استان ادا كند و در اين راستا اقدام‌هايي را نيز انجام داده است.
وي با اشاره به مشكلات امر پژوهش افزود: يكي از مشكلاتي كه پژوهشگران در بررسي تاريخ و تقويم 200 ساله روزشمار ايران با آن برخورد مي‌كردند، اختلاف تاريخ هجري شمسي و هجري قمري بود.
عضو موسسه فرهنگي ـ هنري مهرورزان گيلان‌پژوه ادامه داد: با تلاش و اهتمام موفق به جمع‌آوري روز شماري شديم كه از ابتداي نهضت جنگل تا 11 آذر هجري شمسي يعني تاريخ شهادت ميرزا در آن گردآوري شده و براي اين كار تمام يادداشت‌هاي روسي و ژنرال‌هاي آن زمان روي تقويم جاسازي شده است.
وي به انتشار روزنامه جنگل در سه دوره روي اين تقويم كه با رنگ سبز مشخص شده است، اشاره كرد و گفت: براي بررسي و تحقيق خود از نخستين و كامل‌ترين رمان تاريخي نهضت جنگل از نوشته‌هاي صادق مهرنوش آغاز كرده و تا آخرين كتاب موجود حاضر كه «ميلاد زخم» خسرو شاكري است، استفاده كردم.
وهانيان در توصيف آثار صادق مهرنوش اظهار داشت: در مجموعه پنج جلدي مهرنوش آداب و رسوم محله‌ها و رخدادهاي شهر رشت به وضوح قابل لمس است.
وي روزنامه جنگل را نخستين و قوي‌ترين سند جنگل درباره هيئت اتحاد اسلام دانست و افزود: در مورد شخصيت ميرزا كساني كه دچار شك و شبه هستند با مطالعه بيانيه ميرزا به عنوان يك ارگان رسمي كه با هوالحق آغاز مي‌شد مي‌توانند به ابهام‌هاي خود پاسخ دهند.
وهانيان انتشار روزنامه جنگل را در سه دوره عنوان كرد كه 31 شماره نخست توسط انتشارات مولا در گيلان به چاپ رسيده است.
وي چهار شماره از چاپ دوره سوم روزنامه جنگل كه به صورت كامل و دست نخورده مانده است، را به دوران حكومت شورايي رشت نسبت داد و گفت: نسخه كامل اين چهار شماره را در كتاب گيلان ما به نوشته بنده جمع‌آوري شده است.
محقق گيلان‌پژوه خاطر نشان كرد: اسناد و مداركي كه قبل از سال 1294 موجود است، هيچ ارتباطي به نهضت جنگل ندارد زيرا نهضت جنگل پس از اين سال‌ها شكل گرفت.
وي درباره مطالعه زندگينامه تمام افراد مثبت و منفي كه در جنبش جنگل نقش‌آفرين بودند، اظهار داشت: بدون گاهنامه (تقويم تبديل سال‌هاي هجري قمري به شمسي) نمي‌توان رخدادهاي مهم نهضت جنگل را استخراج كرد و اين تقويم هديه‌اي براي تمام پژوهشگراني است كه كار گيلان‌شناسي مي‌كنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 10:40  توسط lahijy  |